صف و ستاد در سازمان

مقدمه
ظهورسازمانهای اجتماعی وگسترش روزافزون انها یکی از خصیصه های بارز تمدن بشری است .
وبه این ترتیب وبا توجه به عوامل گوناگون مکانی و زمانی و ویژگیها و نیازهای خاص هر جامعه هر روز بر تکامل و توسعه این سازمانها افزوده می شود .بدیهی است هر سازمان اجتماعی برای نیل به اهدافی طراحی شده و با توجه به ساختارش نیازمند نوعی مدیریت است .

یکی از پیامدهای مهم در هم ریخته شدن نظام ارزشی غرب حاکم شدن مکتب اصالت نفع بر روند فعالیتهای اقتصادی و تولید است .معتقدین به این مکتب یک عمل را تا انجا درست قلمداد میکند. که برای فرد یا افرادی بیشترین خوشی و اسایش را به بوجود اورد به بیان دیگر ملاک درستی یک عمل نتایج ان است نه شیوه انجام ان عمل.
فصل اول
تعریف سازمان:
سازمان عبارت از یک رشته منظم و عقلایی است که بین افرادی که وظایف پیچیده و متعددی را انجام می دهند، و کثرت تعداد آنان به قدری است که نمی توانند با هم در تماس نزدیک باشند، به منظور تامین هدف های مشترک خاص برقرار می گردد .

سازمان عبارت است از مراحل تشخیص و گروه بندی فعالیت ها، تعیین و تفویض اختیار و مسئولیت ها و برقراری ارتباط بین افراد به منظور حسن انجام کار، به طوری که هدف یا هدف های مورد نظر در حد مطلوب تحقق یابند .
«تعریف سازمان از نظر بارنارد»: یک سیستم فعالیتها یا نیروهای خودآگاه و هماهنگ شخصی یا یک سیستم فعالیت های وابسته به هم می باشد .

تعریف سازمان رسمی: سازمانی که دارای استمرار بوده و وظیفه یا وظایف معین را در محدودة قوانین و مقررات اجرا می کند. استمرار و تداوم در سازمان با استفاده از نگهداری سوابق اقدامات، تصمیمات و مقررات به صورت کتبی تامین می شود هر سازمان رسمی طبعا شکل و ترکیب معینی دارد که به وسیله آن روابط مشاغل بر پایه سلسله مراتب اداری نشان داده می شودشبکة روابط نامبرده ترکیب سازمان رسمی را تشکیل می دهد که معمولاً به شکل هرم یا مثلثی مجسم می گردد و در معنای محدود از جمع رده های سازمانی به ترتیب سلسله مراتب اداری تشکیل می شود.

تعریف سازمان غیر رسمی: به گفتة سایمون، اسیتبرگ و تامپسون سازمان غیر رسمی عبارت است از الگوهای رفتارهای واقعی – یعنی شیوه ای که اعضای سازمان واقعات رفتار می کنند که با طرح رسمی سازمان مطابقت ندارند .
ترکیب سازمانی:
سازمان به مثابه یک سیستم یا نظام از اجزای مهمی تشکیل شده که هر یک از این اجزا از ساختار و یا کارکرد ویژه ای برخوردار است و به وسیله نظریه های سیستمی می توان اجزای ان را تغییر داد. به همین دلیل اساسی ترین بنیان در سازمان، افراد آن سازمان است که هر یک از آنها، از احساسات، تمایلات، شخصیت، انگیزه ها، صفات و وی ژگی های متفاوتی برخوردارند و در حقیقت روح سازمان را تشکیل می دهند. نگرش به تقسیم بندی سازمان از این بعد، آن را به سازمان رسمی و غیر رسمی تبدیل می کند.

سازمان رسمی از ویژگی های ساختار رسمی، سلسله مراتب، تقسیم اختیارات، کانال های ارتباطی، روابط رسمی، هدف ها، خط مشی ها، روش ها و سایر عوامل مدیریتی برخوردارند که به عملیات سازمان کمک می کنند.
سازمان های غیر رسمی از شبکة رفتاری و ارتباطی بین افراد، که رد نتیجه تعامل و همبستگی میان آن ها در گروه های انسانی شکل گرفته اند، به وجود می آیند. بنابراین ماهیت هر سازمان تحت تاثیر ترکیب این دو سازمان (رسمی و غیر رسمی) قرار می گیرد که نقش افراد در آن تعیین کننده است، زیرا هر یک از آنان تحت تاثیر تصورات و انتظارات خود به دنبال موقعیت مناسب و ایفای نقش در ساختار سازمان قرار خواهند گرفت.

نظریه های سازمانی:
نظریه های سازمانی شیوه های خاص نگرش به سازمان ها و گروه های درون آن ها را منعکس می کند نظریه کلاسیک سازمان که گاهی نظریه ماشینی نیز نامیده شده است پیش آهنگ همه نظریه های امروز سازمان ها بوده است. برجسته ترین نظریه سازان کلاسیک که رویکرد ماشینی را برگزیده اند وبر، تیلور، فایول، مونی ورایلی، گیولیک و ارویک بوده اند.

نظریه های کلاسیک سازمان:
در نظریه های کلاسیک سازمان یا نظریه های سنتی هر یک از دانشمندان، خردگرایی یا رفتار عقلایی سازمان را از زاویه و دیدگاه خاصی تجزیه و تحلیل می کنند ولی در مکتب کلاسیک یا سنتی توجه اصلی دانشمندان به کالبد یا ساخت و ترکیب سازمان ها رسمی معطوف گردیده و به رفتار فردی و گروهی و سیستم اجتماعی سازمان عنایتی مبذول نگردیده است.

نظریه های سازمان رسمی
(1) نظریه بوروکراسی: ماکس وبر
ماکس وبر اولین کسی است که در نوشته های خود در زمینه مسائل سازمانی با دیدگاهی تاریخی به جامعه شناسی سازمان ها پرداخت و از اصطلاح بوروکراسی استفاده کرده است.

اگر چه مطالعات وبر بیشتر درباره سازمان های دولتی بود و می خواست عناصر ضروری این سیستم سازمانی را به دقت تعیین کند اما به نظر وی ویژگی های بوروکراسی در کلیه سازمان ها اعم از دولتی یا خصوصی تا زمانی که حائز مشخصات زیر باشند وجود خواهد داشت:
1- وسعت سازمان به لحاظ کثرت کارگران
2- عده زیادی کارگران غیر ماهر یا نیمه ماهر
3- تکنولوژی نسبتاً ساده برای تولید انبوه و
4- تولید فرآورده های نسبتاً ساده

ویژگی های بوروکراسی: وبر در سازمان های مورد مطالعه پنج خصلت مهم وبر که در واقع وجوه ممیزه این سازمان ها از سازمان های موجود در زمان های گذشته بود.
1) تقسیم کار : تقسیم کار در سازمان ها تازگی نداشت، ولی عملا سازمان های بوروکراتیک کار را تا حد زیادی توسعه دادند و وظایف را به اجزاء خیلی کوچک تقسیم کردند یکی از نتایج منطقی تخصصی کردن این بود که نیروی کار انسان قابل جانشینی شهر و این جانشین در ازدیاد کارایی سازمان ها تاثیر به سزایی داشت.

2) تمرکز اختیارات: وبر تشخیص می دهد که تقسیم کار به اجزای خیلی کوچک عمل هماهنگی را مشکل می سازد وی در تحلیل خود به این نتیجه می رسد که بوروکراسی ها این مساله را با تمرکز اختیارات حل می کنند، بدین طریق که در سلسله مراتب عمودی سازمان هر چه به سطوح بالاتر اختیار و مسئولیت پیش می رویم، کنترل روی واحدهای مادون بیشتر متمرکز میگردد.

3) برنامه منطقی و عقلایی برای اداره امور استخدامی: در سازمان بوروکراتیک انتخاب کارمندان برمبانی ضوابط عینی که از جانب مدیران سازمان تعیین می شود انجام می گیرد.
4) قوانین و مقررات: برغم وبر، بروکراسی ها تابع مقررات دقیق و صریح مستند که هم دربارة کارکنان داخل سازمان و هم در مورد ارباب رجوع به طور یکنواخت و غیر شخصی اعمال می شوند.

5) سیستم ثبت ضبط: بخاطر تداوم و استمرار و به منظور وحدت عمل، بوروکراسی ها از جزئیات کلیه اقدامات، پرونده و سوابق دقیقی نگهداری می کنند. بدین ترتیب، متدولوژی بوروکراسی ایده آل و و بر یک روش تجزیه و تحلیل برای ماطلعه سازمان ها به دست می دهد، و این روش برخی از فعالیت های سازمان را که انحراف اساسی نسبت به معیار ایده آل داشته و نیاز به اصلاح دارند، مشخص می سازد.
نوع شناسی اقتدار و از نظر ماکس وبر

وبر بر سه گونة اصلی اقتدار را تشخیص می دهد:
1- اقتدار کاریزماتیک: که ناشی از اعتقاد به ویژگی های استثنایی شخصی است که دستور می دهد.
2- اقتدار سنتی: که ناشی از رسم، عادت و سنت است اطاعت از دستور به علت احترام به سنت هاست.
3- اقتدار عقلانی – قانونی: که بر مبنای قانونی بودن مقرراتی است که به شیوة عقلانی وضع گردیده اند و مشروعیت رهبرانی، که مطابق قانون تعیین شده اند.

از نظر ماکس و بر سازمانی را بر اساس منبع قدرت مشروع یا نوع اقتدار می توان به سه دسته تقسیم کرد:
1) سازمان ها کاریزماتیک: که منشاء اقتدار اعتقاد به ویژگی هایی استثنایی در شخصیت رهبر است و مسئله عمده در این سازمان ها موضوع جانشینی رهبر است سازمان های مذهبی جزء این گروه هستند.
2) سازمان های سنتی: که در آن ها منشا اقتدار عادت و سنت است و تعیین رهبر نیز براساس سنت هاست پا تریمونیالیسم شناخته ترین مشکل سلطة سنتی است و بیشتر مونارشیهای قدیمی اروپایی از این نمونه اند ماکس وبر پاتریمونیالیسم را نمونة برجستة سلطة سنتی می داند.

استمرار اجرای وظایف که به وسیله قانون مقرر شده است اهمیت صلاحیت فنی و تخصصی، تقسیم کار دقیق از ویژگی های این گونه سازمان ها است.
(2) فردریک تیلور: نظریه مدیریت علمی
فردریک تیلور که به عنوان پدر مدیریت علمی شناخته شده است شاید بیشتری تاثیر را بر مدیریت سازمان به ویژه در سازمان های سنعتی داشته است. نظریة مدیریت علمی تیلور در دو کتاب معروف او در اصول مدیریت علمی و مدیریت کارخانه مطرح گردیده است. تیلور با بررسی تجارب علمی خویش درصدد بر آمد که مدیریت کارگاه های سنعتی را بهبود بخشید و اصول و موازینی برای ادارة بنگاه های تولیدی وضع کند.

سیستم تیلور که به نام مدیریت علمی معروف است، شامل دو عنصر اساسی است:
1- کشف تجربی بهترین طریق انجام دادن هر عمل و اجزاء متشکله آن تعیین مدت زمان لازم برای انجام عمل، تشخیص بهترین ابزار لازم برای انجام عمل، و بالاخره تعیین بهترین طریقه جریان کار
2- تقسیم کار بین مدیران و کارکنان بنحوی که مسئولیت کشف بهترین طرق انجام دادن عملیات و طرح ریزی آن ها، تهیه ابزار لازم، و صدور دستورات و ایجاد تسهیلات مورد لزوم دیگر به عهده مدیران باشد.

هدف مدیریت علمی تیلور
افزایش تولید از طریق بهبود کارآیی کارگران است. تیلور به این منظور دو راه پیشنهاد می کند:
1- استفاده از روش های علمی
2- ایجاد انگیزش از طریق افزایش دستمزد
روش های علمی تیلور را می توان به صورت زیر خلاصه کرد:
1- استاندارد کردن شرایط کار: منظور این است که شرایط محیط کار را در حد مطلوب برای کار و تولید تامین کنیم. شرایط محیطی مانند درجه حرارت، رطوبت، نور کافی، مدت استراحت و فواصل استراحت کارگران که رد بازدهی کار موثر است.
2- استاندارد کردن روش های کار: هدف یافتن بهترین روش های انجام کار است که براساس مطالعة حرکات تعیین می شود.

3- اندازه گیری کار: با استفاده از مطالعة زمان انجام می شود تا مناسب ترین شیوة انجام کار تعیین گردد. اندازه گیری کار یکی از اجزاء اصلی مدیریت علمی را تشکیل می دهد و شامل سنجش و مطالعة زبان های واحد است.
4- برنامه ریزی وظایف روزانه: یعنی این که وظایف از پیش کاملا برنامه ریزی شود و دستور العمل کتبی به کارگر در مورد وظیفة خاص او داده شود.

5- تعیین دستمزد: باید برای هر قسمت کار قیمتی تعیین کرد و این موضوع را برای کارگر توضیح داد و چنانچه کارگر بیش از میزان تعیین شده بازده داشته باشد آنگاه می تواند علاوه بر دستمزد، پاداش مهم دریافت کند.
(3) نظریه های هانری فایول:
هانری فایول بعد از تیلور برجسته ترین نظریه پردازی است که اصول سازمان رسمی و مورد مطالعه قرار داده است. اندیشه های فایول در نظریه ماشینی سازمان طبقه بندی می شود. فایول در سال 1916 کتاب معروف خود مدیریت صنعتی و عمومی منتشر کرد. او برخلاف تیلور که توجه خود را معطوف به سطح پایین سازمان کرده بود، اساسا به سطح بالای سازمان وظایف مدیر توجه نشان داده است.

او فعالیت های سازمان را به 6 دسته تقسیم می کند:
1) فعالیت های فنی یا تکنولوژی
2) فعالیت های بازرگانی
3) فعالیت های مالی
4) فعالیت های تامینی
5) فعالیت های حسابداری
6) امور مدیریت

به نظر فایول اهمیت توانایی مدیریت در سطوح بالای سازمان بیشتر است او به وحدت فرماندهی بیشتر اهمیت می دهد و معتقد است که وظایف تخصصی مربوط به کارکنان ستاد یا کارشناسان است. منظور از وحدت فرماندهی این است که کارمند باید فقط از یک سرپرست دستور بگیرد و منظور او وحدت هدایت به این است که یک برنامه و یک رئیس است برای یک مجموعه عملیاتی که هدف آن مشترک است باید وجود داشته باشد

.
فایول اهمیت فوق العاده برای کار ستاد قایل می شود و ستاد را یک ارگان رئیس سازمان می داند. فایول همچنین تاکیدمی کند وضع خدمتی کارکنان در سازمان باید از ثبات کافی برخوردار باشد زیرا به نظر او تغییر انتقال کارکنان به میزان زیاد به زیان سازمان است. با مقایسه نظریات وبر، تیلور فایول به این نتیجه می رسیم که ماکس وبر بیشتر به ویژگی ها، رشد و نتایج بوروکراسی توجه نشان داده است، تیلور به استفاده از روش های علمی برای برنامه ریزی وظایف روزانه و کنترل فرایند کار و فایول بیشتر به وظایف مدیر توجه داشته باشد.

در بعضی از جهات نظریه فایول مکمل نظریه مدیریت علمی تیلور است. از جهت تاکید فراوانی که فایول بر برنامه ریزی می کند. درجه تشابه هر سه نظریه وبر، تیلور و فایول به ویژه در تاکیدی است که بر ساخت رسمی سازمان می کنند و نادیده گرفتن در اجتماعی سازمان.

بالاخره این که اندیشه های فایول، به صورت یکی از بنیانهای مفاهیم نظری سازمان و تنظیم اصول فراگیر مدیریت سازمان ها در آمده است. او بدون تردید نشان دادکه مدیریت نشان داد که مدیریت بهتر صرفا مسئله بهبود بازده کارگر و برنامه ریزی واحدهای پایین سازمان نیست بلکه بیش از هر چیز مسئله مطالعه دقیق تر و آموزش بیشتر مدیریت برای افراد سطح بالای سازمان است.

اهداف سازمان ها:
در مطالعه سازمان ها و هدف های سازمان اهمیت بنیادی دارند همه سازمان ها با ترکیب صنایع انسانی زیادی برای رسیدن به هدف یا هدف های ویژه ای فعالیت می کنند.
اهداف اصلی که سازمان ها در نظر دارند به وسیله پیتر دراکر به سه گروه تقسیم شده است:
1- ذیل به هدف ویژه سازمان در تجارت، این مقصود به معنای انجام اقتصادی کار و در یک اداره به معنی ارائه خدمت به عموم است.

2- ثمر بخش کردن کار و بهره مند نمودن کارگر برای رسیدن به ایجاد محیط محیط کار مناسب مشارکت کارگر و تشویق و سازماندهی
3- تدبیر و اداره تاثیرات و مسئولیت های اجرایی، این هدف ها جهت حفظ و تامین محیط فیزیکی و انسانی و اجتماعی است. مدیران می بایست در جهت اصلاح کیفیت زندگی رهبریت خود را نشان دهند.
اولویت ها در اهداف سازمان: چند مورد کلی در ارتباط با مسئولیت های مدیریت در انتخاب اهداف سازمانی به شرح زیر مورد توجه قرار گرفته است:
4- یکی از مسئولیت های بزرگ مدیریت، انطباق و تکمیل اهداف صاحبان و انجمن های در حال کار است که تنها از طریق همکاری و تشریک مساعی آنان می تواند حاصل گردد.
5- مدیران بایستی رهبری را بر مبنای اولویت ها قرار دهند و از آنجایی که معمولاً سازمان ها ساده نیستند تاسیس یک سلسله مراتب بر عهدة آنان می باشد.

6- به دلیل وجود تغییرات فوری در بعضی از اولویت های اهداف سازمانی، مدیران برای نگهداری یک سیستم اطلاعات و حساس نسبت به توسعه و امور مهم داخلی و خارجی مسئولیت سنگینی دارند.
امکان وصول به هدف های سازمان: قبل از تعیین هدف های سازمان، امکانات تامین آن باید به دقت بررسی شود چنانچه هدف های سازمان با واقع بینی پیش بینی نگردد فقط با شرایط استثنایی ممکن است تحقق یابد در این صورت عدم امکان نیل به هدف موجب یاس و ناامیدی مجریان برنامه می شود و هماهنگ کردن فعالیت های مختلف دستگاه به منظور تحقق هدفی که امکان تحقق آن کم است دشوار می گردد.

به نظر اتزیونی سازمان ها واحدهای اجتماعی هستند که هدف های معینی را دنبال می کنند به نظر او هدف های سازمان کارکردهای مهمی دارند:
1- آن ها با ترسیم وضعیتی که سازمان درصدد تحقق آن در آینده است به فعالیت های سازمان جهت می دهند.
2- رهنمودهای فعالیت سازمان را تعیین می کند.

3- منبع مشروعیت سازمان را تشکیل می دهند و فعالیت های آن ها را توجهی می کند.
4- معیاری هستند که اعضای سازمان و افراد خارج از سازمان به وسیله آن می تواند موفقیت سازمان را ارزیابی کند. از آنجا که همه سازمان ها برای دستیابی به هدف یا هدف هایی فعالیت می کنند بنابراین اهداف سازمان و مسایلی که برای رسیدن به این هدف ها به کار برده می شوند مورد توجه قرار می گیرند.

اهمیت مطالعه سازمان
اهمیت مطالعه سازمان و روش های سازماندهی در این است که ارگان های خوب سازمان یافته که کارآتر هستند و کارکنانشان راضی ترند. باید توجه داشت که مدیر در یک سیستم سازمان یافته زمان زیادی را صرف سازماندهی می کند؛ بلکه بخشی از وقت خود را به آن اختصاص می دهد؛ ولی اگر حوزة کار مدیر، خوب سازماندهی نشده باشد او مجبور می شود تا زمان زیادی را صرف مسائل ناشی از سازماندهی نامناسب کند.

سازماندهی یک نوع فعالیت دوره ای است نه فعالیت مرتب روزانه. به طور کلی گاهی مسائلی پدیدار می شود که ناشی از شکل سازماندهی است مدیر این آثار را مورد مطالعه قرار داده، به رفع آن اقدام می کند و قبل از بروز مشکل جدید، یا تغییر استراتژی سازمان، تغییری در ساختار سازمانی انجام نخواهند شد که وقت وی را به خود مصروف دارد. بدیهی است که میزان و نوع مسائل سازمانی که مدیر با آن مواجه می شود به نوع سازمان و روند تکامل آن، بستگی دارد.

فصل دوم
صف چیست؟
آن دسته از سازمان هایی که فعالیت آن ها مستقیما به تامین هدف سازمان کمک می کند صف نامیده می شود مثلا در یک سازمان صنعتی به طور کلی وظایفی وجود دارد که شامل تولید و فروش محصول می شود. هر دو وظیفه ی فوق جزء وظایف صف است زیرا هدف اصلی سازمان صنعتی تهیه ی محصول و ارائه ی آن به مشتریان در مقابل پولی است که دریافت می کند و سودی که از این راه عاید سازمان می شود خود عامل مهمی برای بقای سازمان است.

همچنان که لیندال اف ارویک اظهار نموده است هیچ سازمانی قادر نیست بدون وجود واحدهای صفی به بقای خود ادامه دهد. بر مبنای چنین تعریفی واحدهای تهیه و فروش در ردیف های صفی در خواهند آمد. اما باید در نظر داشت که قبل از شروع به تولید باید تولید محصول به وسیله ی سازمان طرح ریزی شده باشد، بدون داشتن طرح، هیچ سازمانی قادر به تولید و عرضه ی محصولات بازار نخواهد بود.

ستاد چیست؟
آن دسته از وظایفی که به طور غیر مستقیم به اجرای وظایف اصلی کمک می کنند ستاد نامیده می شوند، معمولاً مراجعیت سازمان با وظایف ستاد آشنایی زیادی ندارند. زیرا فعالیت ستاد به طور مستقیم برای آن ها ارزش ندارد و آن ها هرگز راسا برای فعالیت های ستادی پولی پرداخت نمی کنند، هر چند وظایف ستاد سهم مهمی در ارائه ی محصول یا خدمت به مشتریان به عهده داشته باشد.

به توجه به طبیعت کار افراد ستاد، ستاد را می توان چنین تعریف نمود: سازمان ها یا افرادی که وظیفه ی اصلی آن ها کمک به واحدهای صفی است تا آن ها بتوانند هدف اصلی سازمان را بهتر تامین کنند بنابراین امکان دارد که واحدهای ستادی علاوه بر ارائه نظریات مشورتی وظایف دیگری ار بر عهده بگیرند از قبیل، تحقیق برای برطرف کردن مشکل سازمان، جمع آوری اطلاعات، سازمان دادن و نظارت .

انواع سازمان های صف و ستاد:
به طور کلی سه نوع سازمان اصلی مطرح شده است که عبارتند از «سازمان صف» «سازمان ستاد» یا «سازمان تخصصی» و «سازمان صف و ستاد»
دربارة این سه نوع سازمان که به ترتیب در شکل 21-6 و 22-6 و 23-6 نشان داده شده اند توضیح می دهیم.
مستطیل های تیره پرسنل صف و مستطیل های روشن ، پرسنل ستاد را نشان می دهند .

1- سازمان صف
سازمان صف دارای ساختمان هرمی با سلسله مراتب ساده ای است که در آن همه مدیران یک سطح سازمانی به یک مدیر عمومی در سطح بالاتر از خود گزارش می دهند. در یک سازمان صف مطلق هیچ نوع خدمات کمکی و ستادی وجود ندارد، و هر مدیر به طور کامل مسئولیت تمام مراحل برنامه ریزی، هدایت و کنترل کارزیر دستان خود را به عهده دارد.

2-سازمان ستاد
سازمان ستاد یک نوع سازمان تئوریک است که در آن مدیریت صف وجود ندارد، و تمام مدیران، مسئویت های خاصی را به عهده دارند. هر مدیر کار خود را به مدیریت عمومی سازمان گزارش می دهد و در مورد تخصص مربوط به خودروی کارکنان زیر دست خود فرماندهی و نظارت دارد. این نوع سازمان ابتدا توسط فردریک تیلور به عنوان سازمان تخصصی با سرپرستی چند جانبه سطوح شد.

تیلور استدلال می کرد که چون کارها و فعالیت ها در یک سازمان متنوع است یک فرد نمی تواند همة تخصص های لازم را برای سرپرستی کارکنان فرا گیرد، پس بهتر است که کارکنان در زمینه های مختلف دارای سرپرستان گوناگون باشند. بدین ترتیب یک نفر مثلا در زمینة فنی از یک مدیر و در زمینة برنامه از مدیر دیگری لازم است تبعیت نماید. مدل مدیریت چند جانبه تیلور که در آن یک نفر دارای چند رئیس خواهد بود در شکل 22-6 مشخص شده است.

همان طور که ملاحظه می شود هر یک از مستطیل های پایین با نه نفر مدیرانی که در سطح بالای سازمان قرار گرفته اند در تماس و ارتباط متقابل می باشند. همان طور که در شکل 24-6 ملاحظه می شود یک سرکارگر، شش مدیر سر و کار دارد که سه نفر از مدیران در قسمت تولید (مدیران صف) و سه نفر دیگر در قسمت برنامه ریزی (مدیران ستاد) هستند. مدل سازمانی تیلور با آن که پاسخگوی بخشی از مشکلات سازمانی است اما یک ایراد اساسی دارد، و آن از بین رفتن وحدت فرماندهی و تداخل وظایف مدیریت است که عملا این مدل را از ارزش انداخته و به همین دلیل این مشکل سازمانی نتوانست از محدودة تئوری خارج شود و به صورت یک سازمان در موسسات مختلف پیاده گردد.

سازمان صف و ستاد:
سازمان صف و ستاد یک راه حل میانه است که در آن هم صف وجود دارد و هم ستاد. این نوع سازمان در حال حاضر رایج ترین نوع سازمانی است که کاربرد دارد. همان طور که از شکل مربوط پیداست در این سازمان مدیران دستورات لازم را از مدیر بالاتر در رده صف دریافت می کنند، اما با مسئولان ستاد نیز در ارتباط هستند.
در طرح سازمانی صف و ستاد دو مشکل اساسی وجود داردیکی مشکل اقتدار واحدهای ستادی و رابطه ای است که لازم است در این مورد بین مدیران صف و مدیران ستاد برقرار گردد تا از تداخل جلوگیری شود و دیگری نوع وظایفی است که هر یک باید عهده دار شوند.
شکل 25-6 نمونه ساده سازمان صف و ستاد را نشان می دهد.

وظایف صف:
وظایف صف در یک سازمان وظایفی هستند که به طور مستقیم در تامین هدف های آن سازمان نقش تعیین کننده دارند. برای نمونه در سازمان های صنعتی همیشه واحدهای تولید و فروش که به طور مستقیم با هدف سازان یعنی ارائه کالا به بازار و به دست آوردن منازع ارتباط پیدا می کنند

واحدهای صف محسوب می شوند. از نظر زمانی، وظایف صف زودتر نقش خود را در موفقیت سازمان نمایان می سازند و شروع آن نیز همواره قبل از فعالتی های ستاد است. از نظر فرماندهی و نظارت، واحدهای صف بر واحدها و بخش های زیر دست خود فرماندهی و نظارت مستقیم دارند. بدین ترتیب که دستورهایی را صادر می کنند و گزارش ها را نیز به طور مستقیم دریافت می دارند